او نیامد

خرید بک لینک

گفت مى آيم... سحر شد و نيامد!
نيامد و نخواهد آمد،
زيرا او هيچ پيمانى نبست كه نشكست...
او هيچگاه نسوخته تا معناى سوختن را بداند
او هيچ وقت درد نكشيده تا بداند درد چيست
او هرگز
در انتظار نمانده تا از تلخى انتظار باخبر باشد...

تنهایی...

ما را در سایت تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:47

صفحه بندی