
کوچه های شهرپُرِ ولگردهدل پُرِ دردهشب پر مَرد وپُرِ نامرده آهای خبردارآهای خبردارباغ داریم تا باغیکی غرق گلیکی پُرِ خار مرد داریم تا مردیکی سَرِ کاریکی سَرِ بارآهای خبرداریکی سَرِ دار توی کوچه هایه نسیم رفتهپیِ ولگردیتوی باغچه هاپاییز اومدهپی نامردی توی آسمونماهُ دق میدهماهُ دق میدهدردِ بی دردی پاییز اومدهپاییز اومدهپی نامردییه نسیم رفتهپی ولگردی تو شب سیاهتو شب تاریکاز چپ و از راستاز دور و نزدیک یه نفر دارهجار میزنه جارآهای غمی کهمثل یه بختکرو سینه ی منشده ای آوار از گلوی مندستاتُ برداردستاتُ ب...
ادامه مطلب
وقتی که شانه هایم در زیر بار حادثه میخواست بشکند یک لحظه از خیال پریشان من گذشت: ((و بر شانه های تو...)) بر شانه های تو می شد اگر سری بگذارم. وین بغض درد را از تنگنای سینه برآرم به های های آن جان پناه مهر شاید که می توانست از بار این مصیبت سنگین آسوده ام کند. نوشته شدهxa0توسطxa0امیرxa0درxa0ساعتxa08:26xa0|xa0لینکxa0...
ادامه مطلب
فکر میکنم خواب است نگاهش میکنم. نفسهایش را نفس میکشم . بوی خوبی که میاید یک لحظه مرا دور نمیکند. سرم را روی بالشتش میگذارم. امیر چرا نمیخوابی. خوابم نمیاد. در دلم می گویم:برای خواب میمیرم اما برای تو بیشتر. نوشته شدهxa0توسطxa0امیرxa0درxa0ساعتxa07:22xa0|xa0لینکxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب